فیش‌های نجومی؛ جنایتِ بروکراتیک در وال‌استریت ایرانی
19 تیر 1395 ، دیدگاه 0

مجتبی زارعی: در اثنای یادداشت منتشرۀ قبلی ام؛ "رخنۀ بی.بی.سی در ناکارآمدی دولت توسعه گرا"، از فیش های حقوقی خاص بعنوان "جنایت بروکراتیک" یاد کردم، یکی از مخالفین این اصطلاح ایمیلی برای این نگارنده فرستاد و از این عنوان انتقاد کرد، انتقادش سبب شد در تبار و شجرۀ جنایت تعمق و تأمل بیشتری نمایم، پس از این بر عزم خویش راسخ شدم که مجدداً بگویم؛ فیش‌های خاص نه صرفاً نابودگر حیثیت دولت یازدهم که حقیقتاً یک جنایت در حق نظام عقیدتی و سازمان سیاسی جمهوری اسلامی بود؛ جنایتی که باید در خور شأن و اندازه‌اش قصاص شود! جنایتی که قطعاً آلام آن با عزل یکی دو نفر التیام نمی یابد.

ورود رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و قوۀ قضاییه بدین موضوع و مطالبۀ امام خامنه ای و ملت ایران برای برخورد با این فساد بزرگ و سیستمی معلوم می کند که این موضوع، رخدادی کم نظیر و در مرزهای انقلابی - ایدئولوژیکی و امنیت ملی ایران است.

فیش بمثابۀ جنایت/ صدای پای دیکتاتوری پول و وال استریت ایرانی می آید

اگر جنایت از حیث فقهی و اصطلاحی اقسامی دارد؛ به نظر نگارنده همۀ اقسام اش در این پروندۀ ملی حادث شده و خود می تواند نقطۀ عزیمت "وال استریت ایرانی" باشد، اگر جنایت نسبت به عِرض و ناموس باشد؛ "فیش ها" و "نیش هایش" بر آبروی نظام و ناموس انقلاب خدشه وارد کرده است، مگر نه این است که آبروی نظام محصول مجاهدت مستضعفین و کوخ نشینان است؟!

و مگر نه این است که آبروی نظام حاصل دسترنج پدران و مادرانی است که جانهای عزیزی را با دستمزد کارگری ها، رختشویی ها، کشاورزی ها، دام پروری ها و ... در دامان شان پروراندند، سپس با دستان خویش آنها را به معرکۀ انقلاب و دفاع اعزام کرده اما در عوض تابوت هایشان را در آغوش کشیدند؟!

پس اگر چنین است قلب چنین مردمی در ماجرای "فیش ها" شکسته و صد البته از "نیش های" اغیار جریحه دار شد، و مگر نه این است که ناموس انقلابِ ایرانی همانا عدالت و تأمین قسط و رفع تبعیض بود؛ پس اگر چنین است چه ظلمی آشکارتر از اینکه هم هنگام که مستضعفین از روزهای نخست هر ماه برای قوتی لا یموت یارانه های واپسین روزهای آن ماه را به انتظار می نشینند یا کارگرانی با جمع عائلۀ خود چندین ماه از دریافت حقوق خویش بازماندند و چه بسا معوقه هایی چندین ساله را جزو مطالبات خود در تقدیر دارند، در همان حال اما خبری از راه می رسد که بروکرات ها یکی پس از دیگری از آغاز تا پایان هر ماه مانور تجمل سر داده و بنا بقول حجت الاسلام محسنی اژه ای قریب به 50 نفر، آنهم صرفاً از یک وزارتخانه، حقوقی بالاتر از 40 میلیون طی هر ماه دریافت می نمایند؟!

همچنین اگر جنایت بریدن، شکستن، شکافتن و درآوردن چشم از حدقه باشد فیش های حقوقی و نیش های بی.بی.سی امید را در کثیری از ایرانیان قطع کرده و بریده است! کمرهای راست قامت را جلوی طعنه زنندگان داخلی و خارجی شکسته و نورهای چشم نظام را هم کم سو کرد! کما اینکه رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی فیش ها را اقدام علیه ارزش ها نامیدند و مگر نه این است که انقلاب اسلامی انقلاب ارزشها بود؟! پس اگر چنین است چرا صدای پای دیکتاتوریِ پول به گوش می رسد؟! و مگر نه این است که ارزشها، مؤسس نحوی متافیزیک ایرانیِ انقلاب بود؟! 

و نیز اگر جنایت نسبت به مال و سرمایۀ ایرانی است که فیش ها و نیش ها، دستبردی سیستمی به دارایی های مادی و معنوی ملت بود؛ پس نباید تردید روا داشت جنایتی در حق نظام انقلابی ایران پدید آمد که بی شک مرتکبین آن باید قصاص شوند! قصاصی که باید متناسب با این جنایت باشد؛ این قصاص اما گمان مبرید که قصاصی مربوط به جان و عضو یک بدن است یا با بازگشت مبالغی به توازن می رسد چه؛ باید اندیشه ای را قصاص کرد! اندیشۀ توسعۀ آمرانه و سکولار را که چند دهه است بر دوش این مُلک و ملت سنگینی می کند! اندیشه ای که

آنقدر فربه شده که اجازۀ رشد و نمو الگوی اسلامی ایرانی توسعه را در سیستم های دولتی سلب کرده است!

از شام کاخ نیاوران تا فیش های نجومی توسعه گرایان

اکنون که با هم سخن می گوییم و در اوج کشاکش دو جبهه در "خان طومان ها" و "خان – تومان ها" قرار داریم خوب است به کاخ نیاوران و به قسمت آشپزخانه سلطنتی سری بزنیم؛ آشپزخانه ای که مخصوص اشراف پهلوی بود، فهرست اغذیۀ شامِ سه شنبه؛ دوم آبانماه 1346 را برای عبرت در تاریخ قاب کرده و به نمایش درآوردند؛ بنظرم فیش های حقوقی طایفۀ

بروکرات ها هیچ از این فهرست کم ندارد با هم به این فهرست نگاه کنیم تا نکته ای را مورد تأمل قرار دهیم :

کاخ نیاوران / شام سه شنبه دوم آبان ماه 1346

اردور با خاویار – کنسومه رویال ( سوپ الک شده و صاف شدۀ بدون چربی همراه با گوشت و سبزیجات تازه با مخلوطی از گوشت گاو و ماهی) – قرقاول -  شاتوبریان – سالاد فصل – بستنی با سس شری – سالاد میوه – میوه

... آری! این اشرافی گری مربوط به همان زمانه ای است که جشن های 2500 ساله تدارک می شد اما آحاد ایرانیان و انقلابیون از حیث معیشت در اوج تنگنا بودند ؛ نظام ارزشی جامعه و طبقۀ حاکم از دو سنخ متفاوت تشکیل شده بود؛ طبقۀ اشراف و طبقۀ برخوردارها در یک سو و تودۀ مردم در سویی دیگر؛ وضعیتی شبیه اکنون که بخشی از دولت برغم مضایق و تحریم های دشمن و سفره های خالی مردم، بعضاً تا 60 میلیون در ازای هر ماه دریافت می کنند.

کودتایی که خنثی شد! نظریۀ تکنوکراتیک رفسنجانی انحراف بزرگِ دوران پسا انقلاب بود

این حرف وزیر محترم اطلاعات، حرف درستی بود که باید از رسانه‌های شجاع افشاکنندۀ فیش ها تشکر کرد زیرا به گمانم تحلیل بیان ایشان شاید این باشد که اگر این روند لو نمی رفت و افشا نمی شد ممکن بود ساختارها و رویه های دیوانی کشور در سیستم بروکراتیک که قدرت هاضمۀ بلع آن را همه از دوران دولت جناب هاشمی رفسنجانی بخوبی می شناسیم کشور را به شکافی بزرگ و دره ای هولناک در حوزۀ اقتصادی و اجتماعی سوق می داد؛ از همان دولت توسعه گرای جناب رفسنجانی بود که بروکرات ها در پناه ایشان انحرافی بزرگ در کار ملت و انقلاب پدید آورده بودند، طبقه ای از مدیران اشرافی مسلک و سلطنت طلب که رییس دولت با صدایی غرا از آنها در خطبه های نماز جمعه دفاع می کرد و به حزب اللهِ چپ و راست هشدار می داد که مبادا کاری کنید تا بروکرات ها و طبقۀ مدیران از کشور خارج شوند؛ او حتی به تدلیس سیستماتیکِ آنها مبادرت می کرد و به تولید نظریه ای دست زده بود که درجاتی از فساد در چرخۀ مدل توسعه گرایی و طبقۀ مدیران بروکرات را طبیعی و مباح جلوه می داد و از اینجا بود که انحراف بزرگ در تاریخ انقلاب پدید آمد؛ انحرافی بزرگ از وصیت نامۀ بنیانگذار جمهوری اسلامی!

اساساً اصل انحراف از سیستم کارگزاری انقلابی و علوی از همین جا آغاز شد پس فیش های حقوقی تکنوکرات های دولت یازدهم، ارتجاعی مدرن است که به نیای خود یعنی دولت پنجم و ششم قابل ارجاع می باشد؛ آری! از رسانه ها باید قدردانی کرد اما نه از برای اینکه اعداد و ارقامی بهت آور را در شکاف دولت و ملت منتشر کردند که بنا به قول مشاور فرهنگی رئیس جمهور سرمایۀ اجتماعی دولت مستقر را برباد داد بلکه از آن روی که کودتایی خزنده از سوی مدل توسعه گرایی علیه نظام کارگزاری انقلاب  اسلامی را افشا کردند!

کودتایی که اگر لو نمی رفت هزاران بار کشنده تر از اقدام احتمالی و ایذایی گروهک هایی نظیر داعش در تهران بود! توطئه ای که اگر لو نمی رفت و قدرت بلع و هضم مدل توسعه ای تکنوکرات ها را افشا نمی نمود می توانست ارکان جمهوری اسلامی را متزلزل کرده و موجد وال استریت ایرانی باشد؛ اینجاست که می گوییم جنایتی در وال استریت ایرانی اتفاق افتاد اما مگر این جنایت با عزل یک مدیر التیام می یابد؟!
 

اقدام رئیس جمهور و وزیر رفاه کافی نیست! اگر راست می گویید "شستا" را "یکتا" کنید

خبر عزل مدیر بانک رفاه کارگران که البته خودش آن را استعفاء می‌پندارد از سوی وزیر رفاه اگر چه قابل ستایش است اما کافی نیست! دستورات رئیس جمهور به معاون اول خود در این باره قابل تمجید است اما هرگز کافی نیست!

زیرا اگر وزیر رفاه راست می گوید که امیدواریم چنین باشد باید مجموعه های عظیم و هلدینگ های "شستا" را به "یکتا" تبدیل کند! شستا وما ادرئکَ ما شستا ؟! شستا که مخفف شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی است که از حیث گسترش و تنوع موضوعی از مجموعه های مهم آسیا به شمار می آید اما به راستی در  این مجموعه های مرتبط با کار و سرمایۀ ایرانی چه می گذرد؟! 30 شرکت بزرگ و 7 هلدینگ بزرگ با قریب به 400 شرکت و موسسۀ مهم در حوزه های نفت و گاز و دارو و مس، فولاد، سیمان، پتروشیمی و ... ؟!

به راستی آیا معقول است طبقه ای از بروکرات ها و یقه سفید های برآمده از مدل توسعه گرایی در مجموعه های بیمه ای و کارگری و تولیدی که جزو شرکت ها و کارخانجات زیان دهِ هر سالۀ کشورند به جمع خود پاداش های ده ها میلیونی اعطا کنند؟! پاداش بابت زیان؟! به راستی کدام مدل توسعه ایی چنین تجویزی دارد! آیا جز تکنوکرات های رانتیر چنین می کنند؟!

آقای وزیر! اینجا شستا است مجموعه عظیمی از شرکت های وابسته به دولت ! پاشنۀ آشیل دولت! چه می جویید سرمایۀ اجتماعی از دست رفتۀ دولت ؟! اینجاست ! بیایید و این سازمان و ساختمان و سرشت و ساختار بزرگ شستا و مجموعۀ شرکت ها و قراردادهای نفتی را شیشه ای کنید!

مشاور فرهنگی رئیس جمهور چه می جوید؟! شفافیت؟! اینجاست!

مشاور فرهنگی رئیس جمهور چه می جوید؟! طرح کمیتۀ ملی شفافیت از سوی او بیش از اینکه موجد مبارزه با فساد در ماجرای غم  انگیز فیش ها باشد شاید گویای تمرینی است که کشور را در موارد مشابه فارغ از رویه های قانونی به سوی کمیته های فرعی کشانده که خود منشاء فساد سیاسی است؟! آقای مشاور! چه می جویید ؟ شفافیت؟! اینجاست ! شستا اینجاست! اینجا شرکت های نفتی و قراردادهای نفتی است!

بیایید به جای توهم و ترساندن مردم از موج سواری پوپولیست ها در ماجرای فیش ها، دوایی بر بیماری اشراف زدگی دولت تجویز کنید؛ اگر جنابعالی میل به آن دارید که جامعۀ نجیب و انقلابی کارگری و جامعۀ کشاورزی و صنعتی ایران مستعد پیوست به وال استریت ایرانی نگردد کلان پروژۀ شیشه ای  کردن شستا ها و نفتی ها را در پیش گیرید! بیایید توضیح دهید از چه روی بر اساس اعلام بانک مرکزی 433 هزار میلیارد تومان صرف هزینه های جاری دولت یازدهم شده در حالی که در این مدت فقط و فقط 79 هزار میلیارد تومان به پروژه های عمرانی اختصاص داده شد!

به راستی با وضعیت تحریمی کشور باید توضیح دهید از چه روی مخارج جاری دولت یازدهم نسبت به مخارج دولتهای نهم و دهم 139 درصد رشد داشته است؟! آیا این شکاف فاحش جزو آثار مدل توسعه گرا در ادارۀ کشور نیست؟! در این صورت ما دعاگو خواهیم بود. اگر اصلاح طلبی و اصولگرایی و اعتدال گرایی بخواهد از آرمان اعلامی خویش فاصله بگیرد ما بر مبنای فطرت حق مدار خود هیچ یک از آنها نخواهیم بود ما بر اساس فطرت الهی "مردمگرا" هستیم! همان مردمی که مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (ع) دربارۀ شان به مالک فرمان داد و نهیب زد و فرمود: در دوگانۀ خواص پر موونه و عوام کم خرج و مدافع حریم و حرم انقلاب، جانب دومی را بگیرد و از نق زدن های یقه سفید ها و طبقۀ اشراف نهراسد !

آری برادر! مردم بیش از تو فرق خان طومان ها و خان تومان ها را می فهمند پس! بهتر است از تدوین پیاپی عملیات های روانی دست بردارید! زیرا بخواهید و نخواهید فیش ها و پرداخت های نجومی معلول مبنای نظری فیش ها و منبعث از سرشت دولت توسعه‌گرا است.

در پایان از روی صناعت جدل که جنابعالی بخوبی بدان مجهز هستید می گویم؛ فیش ها و نیش‌ها اگر چه ابهت ظاهری دولت را شکست اما برای آقای ظریف بد نشد چون در فضای غبارآلود فیش‌ها و نیش ها و تا فاصلۀ سازمان یافتگی مجلس و تازه کاری کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم، به سهولت توانست یکی از پرکارترین، انقلابی‌ترین و بومی‌اندیش ترین مدیران وزارت خارجه را برکنار کند!

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0