شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان به قلم حجت الاسلام محمودی
15 تیر 1395 ، دیدگاه 0
شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان به قلم حجت الاسلام حسن محمودی رییس دفتر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در آمل بدین شرح می باشد:

 

کمال نیوز: بسم الله الرحمن الرحیم
دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان:
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
خدایا بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى و پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگى‌هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.
فيض فراگير
بهره‏مندى از رمضان؛ رحمت رحيميه حقّ و تأثير آن در كمالات معنوى‏
در اين دعا، سه حاجت از خداوند تقاضا شده است:
فراگيرى رحمت حضرت حق سبحانه بر بنده. گمان مى‏شود مراد (به اعتبار دو حاجت ديگر ذيلش) شامل رحمت رحيميّه و عنايات معنوى او سبحانه به بنده و بهره‏مند ساختن وى از ضيافت خود باشد.
هر چند فیض رحمت واسعه حق همیشه جریان دارد اما انسان با آلوده به معاصی، موانعی برای خود به وجود می آورد که قابلیت دریافت رحمت حق را ندارد، اما هرگز نباید نا امید شد بلکه با سعی و تلاش و مجاهدت می تواند مورد توجه حضرت حق قرار گرفته و خداوند الطاف خود را بر او نازل کند. و در این مسیر باید از حضرت حق که منعم حقیقی است طلب توفیق و استمداد نمود.

خدا را، رحمى اى منعم! كه درويش سر كويت‏    درى ديگر نمى داند، رهى ديگر نمى گيرد
    
«إِلهى! كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدَكَ بِالخَيْبَةِ مَحْرُوماً، وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً.» (بار الها! چگونه محروم و نوميد از نزد تو برگردم، در صورتى كه حسن ظنّم به جود و احسانت آن بود كه مرا با نجات دادن، مورد رحمت‏ خود قرار داده و برگردانى؟).
و در این در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان به محضر رب العالمین عرضه می دارم که: اى منعم حقيقى! براى  ترحّمى به اين بى‏بضاعت و بنده بينوايت بنما و او را به وصال خود نائل گردان، كه جز درِ رحمت توبه در ديگرى چشم ندوخته و جز به تو، به دلبر ديگرى توجّه نمى كند؛ كه: «وَكُنِ- اللّهُمَّ!- بِعِزَّتِكَ لى [بى‏] فى كُلِّ الأَحْوال رَؤْوفاً، وَعَلَىَّ فى جَميعِ الأُمُور عَطُوفاً. إِلهى وَرَبّى! مَنْ لى غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى أَمْرى؟» (خداوندا! به عزّت و جلالت سوگند، كه در همه حال بر من رؤف و مهربان باش، و در تمام امور بر من عطوفت و مهربانى نما. معبودا و پروردگارا! من جز تو چه كسى را دارم كه از او درخواست كنم تا غم و رنجم را برطرف سازد و در كارم نظر نمايد)
البته انسان سالک و مؤمن برای آنکه مورد توجه رحمت خداوند متعال قرار بگیرد می بایست جدّ و جهد نماید تا از بند تعلقات آزاد شود چرا که با بودن تعلقات قابلیت بهرمندی از رحمت خاصه حق را ندارد.
من اين دلق مُلَمَّع را بخواهم سوختن روزى‏    كه پير مى فروشانش به جامى بر نمى گيرد
    
تا از عالم بشريّت تجافى نگيرم و تعلقات را رها نكنم و به اخلاص در عمل نپردازم، مشمول عنایت خاصه حق نخواهم گشت، پس چاره آن است كه آتش به هستى خود زده و توجّه از آن بردارم، تا به شهود حقيقت راه يابم و جمال حق را به تماشا بنشینم؛ كه: «وَأَنّكَ لا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُم [تَحْتَجِبَهُمُ‏] الأَعْمالُ [الآمالُ‏] دُونَكَ، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زادِ الرّاحِلِ إِلَيْكَ عَزْمُ إِرادَةٍ يَخْتارُكَ بِها، وَقَدْ ناجاكَ بِعَزْمِ الإِرادَةِ قَلْبى.» (و بدرستى كه تو از مخلوقاتت در حجاب نيستى جز آنكه اعمال [يا: آرزوها] حجاب آنان است، و به طور قطع، مى‏دانم كه بهترين توشه كسى كه به سوى تو كوچ مى كند، همان اراده جازم اوست كه تنها تو را بر مى گزيند، و همانا دلم با اراده جازم و ثابت تنها با تو در مناجات است.)
«نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ، وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ» (هركس را كه بخواهيم، رحمت‏ خود را به او عنايت نموده و پاداش هيچ نيكوكارى را ضايع نمى‏كنيم.-

عوامل جلب رحمت حق:
یکی از عواملی که در جلب رحمت خداوند متعال نقش مهمی دارد، ترحّم به دیگران است. اینکه انسان هم اخلاق خوش و هم رفتار خوش با دیگران داشته باشد. زبانش نوش باشد نه نیش. برخی ها زبانشان نیش است با این زبان و گفتارشان زخم های سنگین بر قلوب دیگران میزنند و یا با رفتار خود موجب اذیت دیگران می شوند. اما مؤمن منش و روش نیکو دارد.
«أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِجَميعِ النّاسِ وَالاحْسانِ الَيْهِمْ.» (ترحّم و مهربانى به همه مردم و نيكى به آنان را شعار قلب خويش ساز.- همچنين: «ابْلَغُ ما تُسْتَدَرُّ بِهِ الرَّحْمَةُ أَنْ تُضْمِرَ لِجَميعِ النّاس الرَّحْمَةَ.» (رساترين چيزى كه رحمت خداوند بدان جلب مى شود، اين است كه نسبت به همه مردم در دل ترحّم كنى.) و: «مَنْ لَمْ يَرْحَمِ النّاسَ، مَنَعَهُ اللّهُ رَحْمَتَهُ.» (هركس به مردم رحم نكند، خداوند رحمت‏ خود را از او باز مى دارد.).
گوشه‏اى از عوامل‏ رحمت‏ الهى
اگر به قرآن مراجعه كنيم وتنها جمله‏هاى «لعلّكم تُرحمون‏» را مورد دقّت نظر قرار دهيم، به بعضى از عوامل دريافت رحمت خواهيم رسيد از جمله:
1- پيروى از خدا و رسول وكتاب آسمانى. «واطيعوا اللَّه و الرّسول ...» «1»، «هذا كتاب ... فاتّبعوه ... لعلّكم ترحمون»
2- اقامه نماز و پرداخت زكات. «اقيموا الصلوة واتوا الزكاة ...
لعلّكم ترحمون»
3- ايجاد صلح وصفا ميان مسلمانان. «فاصلحوا ... لعلّكم ترحمون»
4- استغفار و توبه. «لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون»
5- گوش جان سپردن به تلاوت قرآن. «و اذا قرأ القرآن فاستمعوا له ... لعلّكم ترحمون»
عوامل دريافت رحمت در روايات‏
در رواياتى از پيامبر واهل‏بيت عليهم السلام كه عِدل قرآن هستند نيز براى مشمول رحمت خدا شدن سفارشاتى به چشم مى‏خورد از جمله:
1- عيادت مؤمن بيمار. «مَن عادَ مؤمِناً خاضَ الرَّحمة خَوضاً»  هر كس به عيادت بيمار مؤمنى برود، غرق دررحمت الهى شده است.
2- كمك به ضعفا. «ارحَموا ضُعفائكم و اطلبوا الرّحمة ...»  به طبقه محروم رحم كنيد و با اين عمل خود، از خداوند طلب رحمت نمائيد.
3- ترحّم به عيالمندان. در روايات بسيار سفارش شده است كه به كسانى كه دختران متعدّد دارند كمك كنيد.
4- دعا، نماز، سخن نرم، دست دادن و معانقه با برادران دينى خود نيز از اسباب دريافت رحمت الهى است.
5- رفع گرفتارى مردم. در روايات مى‏خوانيم: افراد گرفتارى كه براى حل مشكل خود به شما مراجعه مى‏كنند رحمت الهى هستند، آنان را رد نكنيد.
فراز دوم:
 روزى شدن توفيق: «وَارْزُقْنِى فِيهِ التَّوْفِيقَ وَ الْعِصْمَةَ» و بندگى صحيح الهى خالصانه و محفوظ ماندن از خطرات عالم طبيعت و غفلت‏ها، بدون فراگير شدن رحمت رحيميّه حضرت حق حاصل نخواهد شد. چنانچه انسان غرق گناه شود موجبات خشم و عذاب الهی را برای خود فراهم کرده است.
اميرالمؤمنين- عليه‏السّلام- مى‏فرمايد: «خداوند، خشم خود را در گناه پنهان ساخته است، بنابراين هيچ گناهى را كوچك مشمار زيرا كه ممكن است همان گناه‏، سبب‏ خشم خداوند باشد و تو از آن بى‏خبرى.»
از نشانه های مؤمن و کافر آنست که مؤمن گناه کوچک خود را سنگین می بیند چرا که می داند در محضر رب العالمین مرتکب معصیت شده اما کافر یا انسانی که غرق در گناه شده و از آن لذت می برد، گناه خود را سبک می شمارد.
در حديث ابوذر آمده است: «اى ابوذر! ... مؤمن، گناه خود را آن گونه مى‏پندارد كه گويى زير سنگ بزرگى واقع شده و مى‏ترسد آن سنگ بر سرش بيفتد و كافر گناهش را چون مگسى مى‏پندارد كه از كنار بينى‏اش عبور كند.»
عبادت خالصانه رمز موفقيّت در دورى‏ از گناه‏ است. لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ ... إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
امام صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت، دورى‏ از گناه‏ است و نيز فرمود: شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زيركى و علم و عقل و تلاش خود يا ديگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمت‏هاى الهى را وسيله‏ى گناه قرار ندهد، شكر واقعى آن است كه انسان نعمت خدا را در مسير خدا قرار دهد.
شكر در برابر نعمت‏هاى الهى بسيار ناچيز و غيرقابل ذكر است، به قول سعدى:
بنده همان به كه زتقصير خويش‏    عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداونديش‏    كس نتواند كه بجا آورد
   
در مراحل بالاتر برای سالکان طریق کوی دوست توجه به مظاهر را، سد راه سیر و وصول به بارگاه محبوب می دانند و از حضرتش درخواست می کنند که کمال انقطاع از کثرات و تعلقات را روزی آنان گرداند.
در آ، كه در دل خسته، توان درآيد باز    بيا، كه بر تن مرده، روان گرايد باز
بيا كه فرقت تو چشم من، چنان بربست‏    كه فتحِ بابِ وصالت، مگر گشايد باز
   
«إلهى! تَرَدُّدى فِى الآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ المَزارِ، فَأَجْمِعْنى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنى إلَيْكَ ... إلهى! أمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إلَى الآثارِ فَارْجِعْنى إلَيْكَ بِكِسْوَةِ الأنْوارِ وَهِدايَةِ الإسْتِبْصارِ حَتّى‏ أرْجِعَ إلَيْكَ مِنْها كَما دَخَلْتُ إلَيْكَ مِنْها، مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إلَيْها وَمَرْفُوعَ الهِمَّةِ عَنِ الإعْتِمادِ عَلَيْها؛ إنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.» (معبودا! بازگشت و توجّه به آثار و مظاهر موجب‏ دورى‏ ديدارت مى شود، پس با بندگى اى كه مرا به تو واصل سازد، تصميم و نيّتم را بر خود متمركز گردان ... بارالها! خود امر فرمودى كه به آثار و مظاهرت رجوع نمايم، پس با پوششى از انوار خويش و هدايتى كه تو را با ديده دل مشاهده كنم، مرا به سوى خويش بازگردان، تا همان گونه كه از طريق مظاهر به درگاهت وارد شدم، از طريق آنها به سويت بازگشت. نمايم، در حالى كه باطنم از نظر [استقلالى‏] به آنها مصون و محفوظ مانده، و همّتم از اعتماد و بستگى بر آنها بلند باشد، همانا كه تو بر همه چيز توانايى.)
فراز سوم:
 پاكيزه شدن دل از ظلمت‏هاى شكّ و وهم در اعتقادات و يقين به مبدأ و معاد: «وَ طَهِّرْ قَلْبِى مِنْ غَياهَبِ التُّهْمَةِ» بدون دو حاجت پيشين، حاصل نخواهد شد.
و نظر به اين كه سبب محروميّت از سه حاجت فوق، گناهان مى‏باشد، در آخر فرموده شده: «يا رَحِيماً بِعِبادِهِ الْمُذْنِبِينَ!»
در ذيل بيان فوق نسبت به تمام دعا، به ذكر چند آيه از قرآن شريف اكتفا مى‏شود:
- وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً
و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هيچ گاه هيچ يك از شما پاكيزه نمى‏گرديد.
- يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏
خداوند هر كس را كه بخواهد، به رحمت خويش مخصوص مى‏گرداند و خداوند صاحب فضل و بخشش بزرگ است.
والحمدللَّه.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0