بررسی 13 آبان در تاریخ سیاسی ایران
12 آبان 1391 ، دیدگاه 0

 

کمال نیوز: شهرام اسفندیار دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران

عنوان: بررسی رویداد های13 آبان در تاریخ سیاسی ایران

 

 

گذر زمان، همواره گرد فراموشی را بر روی حوادث تلخ و شیرین روزگار نشانده و ذهن فراموشکار بشر،

 پی در پی گذشته خویش را به بایگانی تاریخ می‏سپارد. اما در میان حوادث تاریخی، همواره وقایعی وجود دارند که به منزله ستارگانی فروزان بر آسمان تاریخ خودنمایی می‏کنند و گذر زمان هیچ گاه نمی‏تواند از جلوه و شکوه آنها بکاهد. رویدادهایی که از فداکاری‏ها و ایثارگری‏های انسان‏ها در راه آرمان‏های اصیل و معنوی روایت می‏کنند، این گونه‏اند و سیزده آبان بعنوان نمونه ای از این تبلور عظیم محسوب می شود.

سیزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ سیاسی ايران می باشد. تبعيد امام خميني(ره) به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت امريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت عظیم انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.

واژه ی "استکبار" که در ادبیات سیاسی مسئولان حکومتی ایران اسلامی مطرح می باشد از تعالیم قرآن کریم مایه می گیرد و این کتاب بزرگ در همه ی عرصه های حیات سیاسی و اجتماعی، واضع این واژه و تعبیر است. این واژه که به معنای اظهار غلو و برتری می باشد در آیات مختلف قرآن کریم مطرح شده است.

در اصطلاح علوم اسلامي، استكبار همواره با واژه هايي نظير «ظلم» و «طاغوت» همراه است.
استكبار از ديدگاه فرهنگ سياسي اسلام، وجود نوعي سلطه گري، سلطه جويي، استعمار و بهره كشي فرهنگي، سياسي و اقتصادي توسط اقليت محدودي زورگو و نفع طلب بر خيل عظيم توده هاي محروم مي باشد. اين عمل، مي‌تواند داخلي باشد؛ به همان طريق كه يك عده ديكتاتور و زورگو بر ملت هاي محروم تحت سلطه ي خود حاكميت داشته، آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند و هم چنين مي‌تواند بين‌المللي باشد؛ بدين معني كه دولت و يا كشوري، ساير ملت ها را استثمار و به استضعاف بكشاند كه نمونه ي بارز آن اعمال سياست هاي استعمارگونه و امپرياليستي قدرت هاي بزرگ شرق و غرب در جهان مي‌باشد. امروزه در فرهنگ سياسي دنيا ، واژگاني نظير «استعمار» و «امپرياليسم» نيز در رساندن مفهوم فوق به كار مي روند.

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام ره تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی در ادبیات سیاسی نظام اسلامی بود که واژه ی استکبار از جمله واژه هایی است که به طور عملی در این ادبیات وارد گردید.

بعد از این مقدمه کوتاه به بررسی رویدادهای منتسب به این روز می پردازیم:

اول: تبعيد امام خمينی در 13 آبان 1343

امام خميني توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياستهاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي رئيس ساواك تهران، بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند. اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود: «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.» در پي تبعيد امام خميني عليرغم فضاي خفقان، موجي از اعتراض‌ها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطيلي طولاني دروس حوزه‌‌ها و ارسال طومارها و نامه‌ها به سازمانهاي بين‌المللي و مراجع تقليد جلوه‌گر شد. آيت‌الله حاج مصطفي خميني نيز در روز تبعيد امام بازداشت و زنداني شد و پس از چندي در 13 دي 1343 به تركيه نزد پدر تبعيد شد. دوران تبعيد امام به تركيه بسيار سخت و شكننده بود. امام حتي از پوشيدن لباس روحانيت منع شده بودند. محل اقامت اوليه امام هتل بلوار پالاس آنكارا بود. اما فرداي آن روز براي مخفي‌ نگاهداشتن محل اقامت، امام را به محلي واقع در خيابان آتاترك منتقل كردند. چند روز بعد (21 آبان 1343) براي منزوي‌تر ساختن ايشان و قطع هرگونه ارتباط، محل تبعيد را به شهر بورسا واقع در 46 كيلومتري غرب آنكارا انتقال دادند. در اين مدت امكان هرگونه اقدام سياسي از امام خميني سلب شده و ايشان تحت مراقبت مستقيم مأمورين اعزامي ايران و نيروهاي امنيتي تركيه قرار داشتند. امام خميني جمعاً 11 ماه در تركيه به سر بردند، سپس ساواك با هماهنگي دولت تركيه ايشان را در 13 مهر 1344 به عراق تبعيد كردند. ايشان به مدت 13 سال تحت نظارت توأم با فشار رژيم بعثي عراق بودند. در بحبوحه انقلاب اسلامي، و در نتيجه افزايش اختناق رژيم بغداد امام خميني تصميم به خروج از عراق و عزيمت به كويت گرفتند اما كويت تحت فشار شاه، از پذيرش امام و هيئت همراه امتناع ورزيد در نتيجه امام خميني در مهر 1357 راهي فرانسه شد ند و در «نوفل لوشاتو» در حومه پاريس اقامت گزيدند. امام طي 4 ماه اقامت خود در فرانسه انقلاب اسلامي را تا مراحل پيروزي هدايت كردند و سپس در 12 بهمن 1357 به كشور بازگشتند. امام در طول هجرت 14 ساله خود به روشنگري افكار عمومي ايران و جهان نسبت به ماهيت حكومت شاه پرداخته و زمينه انقلاب مردمي و سقوط رژيم پهلوي را فراهم ساختند. به همين دليل نقطه شروع دوره هجرت يعني 13 آبان 1343 و همچنين نقطه پايان آن يعني 12 بهمن 1357 به عنوان «يوم‌الله» شناخته شده است.

دوم:كشتار دانش‌آموزان در سيزدهم آبان 1357

 در روزهاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي دهها نفر از دانش‌آموزان كه براي انجام تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند، هدف تيراندازي مأموران حكومت قرار گرفته و به شهادت رسيدند. به دليل بسته بودن درهاي دانشگاه هيچ يك از دانش‌آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله‌‌هاي مأموران بگريزند و اين امر تلفات آنان را افزايش داده بود. اين جنايت توسط دولت «آشتي ملي» شريف امامي صورت گرفت. حادثه 13 آبان 1357 بعد از حادثه 17 شهريور آن سال، دومين خونريزي عمده دولت شريف امامي بود؛ در حالي كه عمر سياسي اين دولت از 70 روز تجاوز نمي‌كرد. ابعاد حادثه دانشگاه به حدي بود كه وقتي در برنامه اخبار شبانگاهي گزارش تيراندازي مستقيم سربازان به روي دانش‌آموزان در دانشگاه از شبكه سراسري تلويزيون پخش شد، وزير علوم بلافاصله استعفا داد و فرداي آن روز كابينه شريف امامي نيز سقوط كرد. از آن پس روز 13 آبان «روز دانش‌آموز» ناميده شد.

سوم: تسخير «لانه جاسوسي» سيزدهم آبان 1358

در این روز ساختمان سفارت امريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان معترض تصرف گرديد. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان تسخير سفارت امريكا در تهران ديپلماتهاي امريكايي مستقر در سفارتخانه‌ از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي‌كردند. تماس با سركردگان گروههاي ضد انقلاب، ارتباط حمايتي با شبكه‌هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهكهاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لوله‌هاي نفتي و يا ايجاد نا امني و بي‌ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند، از عملكردهاي مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت امريكا بود. اين حقايق در اسناد لانه جاسوسي نيز آمده است. بعضي از مقامات بلند پايه دولت كارتر پس از شكست وي در انتخابات 1359 ش. در خاطرات خود، به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حكومتي امريكا عليه ايران كه از طريق سفارتخانه آن كشور در تهران هدايت مي‌شد اقرار كردند. سفارت امريكا در تهران طي زمستان 1357 تا پائيز 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل شده بود؛ نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي‌رسيد. با اين حال سفارت امريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه امريكا خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند. تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني، از اين اقدام حمايت كردند: «شما مي‌بينيد كه الان مركز فساد ‌امريكا را جوانها رفته‌اند گرفته‌اند و امريكائيها را هم كه در آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را بدست آوردند و امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.»

در پایان باید گفت:

اینک ماییم و دستاوردهای بزرگ این حماسه های جاودانه در مسیر نجات انسانی از ساختار ظالمانه ی حاکمیت جهانی.

اینکه تاچه حد طرح های قابل اجرای منطقه ای و بین المللی را برای جهان اسلام و مستضعفان دنیا تهیه کرده و رهبری جامعه ستمدیده جهانی را در مبارزه ی فقر و غنا، استضعاف و استکبار فراهم نموده ایم.

اینکه تا چه حد بن بست های فکری را که جامعه صنعتی غرب به آن دچار است و علی رغم آن با امپراطوری های تبلیغاتی فرهنگی آنان، هنوز جهان ضعیف را بدان مدینه فاضله بحران زده می خواند، مورد کنکاش جدی قرار داده و توانایی فرهنگی کشور را در این جهت بسیج کرده ایم.

اینکه تا چه حد ساختار اقتصادی و اجتماعی و البته سیاسی کشور را متناسب با منزلت و شان ام القرایی جهان اسلام متحول ساخته و در مسیر دستیابی به عدالت اقتصادی و اجتماعی که بزرگترین ضامن حفظ کرامت انسانی و دلبستگی آحاد مردم به آرمانهای انقلاب و شهیدان است، گام برداشته ایم.

و...

آنچه در این طریق قابل بیان است، نمی تواند جز اقدام عملی کارگزاران، مسئولان، روشنفکران و همه اقشار تاثیر گذار در مقابل شعار مردمی "مرگ بر آمریکا" باشد.

 

 

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0