آیت‌الله جوادی آملی: انسان در سیر و سلوک همواره نیازمند استاد کامل و ماهر است
19 اردیبهشت 1391 ، دیدگاه 0
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: عارفی که متشابه در او اثر کند سالک ابتدایی است و راهنما می خواهد. اینکه می گویند بی پیر مرو و بدون استاد نمی شود همین است. در جریان سیر و سلوک یک حالت‌هایی هست که انسان پیام آن را تشخیص نمی دهد. یک کسی باید باشد که دست انسان را بگیرد. همیشه انسان نیازمند استاد کامل، ماهر و دستگیر است. حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: عارفی که متشابه در او اثر کند سالک ابتدایی است و راهنما می خواهد. اینکه می گویند بی پیر مرو و بدون استاد نمی شود همین است. در جریان سیر و سلوک یک

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از اساتید برجسته درس خارج حوزه علمیه قم، امروز در جمع علما و روحانیانن حوزه علمیه در مسجد اعظم قم به ادامه تفسیر سوره مبارکه نمل پرداخت.

این استاد تفسیر حوزه علمیه قم گفت: ایمان یا از روی مشاهدات است که شهود می کند و می‌بیند که این «علی بینة من ربه» است مانند اویس قرن، یا از روی برهان دقیق عقلی است که این هم از روی بینه است. ولی گاهی نه شهود عرفانی است و نه برهان تفصیلی بلکه برهان اجمالی است مثل قول معصوم. بیان روشن مرحوم صدر المتألهین در جلد نهم اسفار همین است که قول معصوم می‌تواند حد وسط برهان قرار بگیرد. زیرا قول معصوم در اصول دین همانند فروع دین بین‌الرشد است، چون انسان با برهان عصمت یقین دارد که معصوم هر چه بگوید حجت بالغه الهی است.

وی ادامه داد: اگر کسی در محضر امام باشد که فیض خاص دارد. اگر روایتی متواتر صحیح السند و از نظر دلالت نص بود همان کار حضور را می‌کند. خبر واحدی هم که دلالت آن نص و سندش قطعی باشد همان کار خبر متواتر و برهان فلسفی را می‌کند ولی اگر نص نبود و سندا هم قطعی نبود یک مظنه‌ای ایجاد می کند و مظنه در اصول دین معتبر نیست.

تفاوت انسان با دیگر اشیای عالم هستی

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه «یا ایها الناس عُلّمنا منطق الطّیر» گفت: حضرت سلیمان و حضرت داوود علیهما السلام منطق پرندگان را آموخته بودند. ما خیال می کنیم انسان حیوان ناطق است و ناطق را فصل قریب انسان قرار می‌دهیم در حالی که برخی این را در ردیف جنس قرار می‌دهند نه در ردیف فصول. بر فرض هم که در ردیف فصول باشد فصل بعید است نه غریب.

وی افزود: اگر در سوره سجده می فرماید «قَالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ »؛ خدا همه چیز را ناطق قرار داد، معلوم می‌شود هر چیزی ناطق است و انسانیت انسان را باید جای دیگری جستجو کرد، در حرف زدن‌ها نیست. همان طور که در روایات ما از نطق پرنده‌ها سخن به میان آمده است. مثلا درباره خروس روایت داریم که می گوید برخیزید ای غافلین. پس انسانیت چیز دیگری غیر از نطق است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطر نشان کرد: ممکن است مشاهدات انسان خطا باشد، مثلا انسانی که عمل جراحی کرده عطش دارد و این عطش را با علم حضوری می‌یابد نه با علم حصولی ولی این عطش، عطش کاذب است. از علم شهودی هم ممکن است برداشت خطا بشود. در این عالم محکمات و متشابهاتی هست که باید متشابهات را با محکمات حل کرد. در دستگاه هویت انسانی هم محکمات و متشابهاتی هست.

وی افزود: اگر 2 بیمار عمل شوند و یکی از آنها طبیب باشد،‌ می فهمد حالتی که دارد شبیه عطش است، چون دستگاه دروغ نمی گوید یعنی روده، معده و دستگاه گوارش حق و صدق است و هرگز چیز بی‌جایی نمی خواهد که او را از بین ببرد ولی دیگری که علم آن را ندارد خیال می‌کند این حالت همان عطش است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: کسی که متشابه را به محکم ارجاع می دهد طبیب درس خوانده است. عارف کارآزموده بین متشابه با حالت با خود حالت فرق می گذارد. اما کسی که از راه رسیده ممکن است امر بر او مشتبه شود. اگر اشتباه کردن هست برای کسی است که گرفتار متشابهات نظام درونی است و از محکمات نظام هویت خود بی خبر است.

نیاز به استاد در سیر و سلوک

این استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: عارفی که متشابه در او اثر کند سالک ابتدایی است و راهنما می خواهد. اینکه می گویند بی پیر مرو و بدون استاد نمی شود همین است. در امور درس و بحث یک سلسله مفاهیمی هست که انسان پیش می‌رود، اما در جریان سیر و سلوک یک حالت‌هایی هست که انسان نه خودش و نه پیامش را تشخیص می دهد. یک کسی باید باشد که دست انسان را بگیرد.


وی ادامه داد: عارفی که کارآزموده است این حالتها را کاملا ارزیابی می‌کند، ‌متشابهات را به محکمات عرفان ارجاع می‌دهد و می‌فهمد که در چه مقطعی است. این که گفته‌اند که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها، برای این است که اول یک حالت شفاف و روشنی نصیب انسان می‌شود بعد وقتی می خواهد راه بیفتد لنگان لنگان راه می رود. یک وقت انسان در تشییع شهیدی یا عیادت بیماری حالی به او دست می دهد که به آسانی تصمیم می گیرد راه بیفتد. اگر کار خلافی می کر‌د به آسانی تصمیم به ترک آن می گیرد. این عاشقانه وارد شده و خیلی به سهولت و آسانی تصمیم گرفته ولی ادامه راه را باید لنگان لنگان برود.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: آن که سالک محض است هیچ وقت تصمیم آسان نمی گیرد. از همان اول تا آخر با دشواری همراه است. مجذوب سالک هم اول به آسانی تصمیم می‌گیرد بعد با دشواری روبرو می‌شود. اما آنان که مجذوب محض‌اند همیشه راحتند، «علی بینة من ربه» هستند. می بینید که کل خاورمیانه در اختیار وجود مبارک امیر المؤمنین علیه السلام بود، می فرمود این حکومت خاورمیانه «عفطه عنز/ آب بینی بز» است. او مجذوب محض است. این طور نیست که حضرت به سختی و با مبارزه با نفس و جهاد نفس اینها را کنار گذاشته باشد. غرض اینکه اگر انسان سالکِ متشابه نشناس باشد تفاوت حالات متشابه و واقعی را متوجه نمی شود. همیشه انسان نیازمند استاد کامل، ماهر و دستگیر است.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0